سوالتو بپرس
X

ترمیم رابطه

سلام با عرض پوزش محتوای پرسشم طولانی میشه.
من دختر ۲۴ای هستم ک حدود یک سال نیمه ک با یک پسر در ارتباطم.بعد از گذشت ۸ماه از رابطمون ازهم جدا شدیم و بعد از پنج ماه دوباره برگشتیم پیش هم.الان ک دارم این رو می‌نویسم حدود ۱۶ روز شده ک دوباره ازهمه جداشدیم.من نمیخوام رابطمون تموم شه، ما به فکر ازدواج بودیم ولی سر یک مسئله بعد مدتها دیدم ک اخلاف داریم.میخوام کمکم کنین ک باید چکار کنم تا رابطمون دوباره شکل بگیره. این پسر بد دله و علاقه ای نداره ک حتی من از خونه بیرون بیام چون میترسه با کسی دیگه ای آشنا بشم.هروقت بیرونم ده دقیقه بیست دقیقه یبار بهم زنگ میزنه.من در شهر دیگه ای دانشجو بودم ک باهاش آشناشدم، درسم تموم شده و حالا م قصد دارم ب شهر دوستانم برم تاچندروزی پیششون باشم اجازه نمیده ولی خودش آزاده ک هرکاری کنه هرجا ک میخواد بره ولی من نه.یروز ناگهانی بهم گفت با دوستاش قرارهای مسافرت نیم روزه بره و من ناراحت شدم و بهش گفتم نمیخوام دیگه باهم باشیم و جوابشوندادم و تو تلگرام بلاکش کردم.بعد از یک روز پیام داد ک چرا این کارو کردی باهات رویا ساخته بودم همه چیزو خراب کردی.درواقع من این حرف رو بهش زدم ک بخودش بیاد وگرنه هیچوقت رابطمون تموم نمیکردم.شروع کردیم صحبت کردن، قبول داره بددله ولی هیچ تلاشی نمیکنه خودشو تغییر بده.من بخاطر رابطمون هراخلاق بدی داشتم کنار گذاشتم بهتر شدم،ولی اون تا میبینه ک باید یکم ب خودش زحمت بده میگه ما باهم تفاهم نداریم و من منطقی فکر میکنم، ولی این کارش خودخواهی ه، یکی از دلایل اختلافاتمونم وابستگی شدیدش ب رفیقاشه، مطمئنیم اونا نمیذارن عوض شه، چندبار دیدم ک چطوری نظرشو تغییردادن.خلاصه آخرین باری ک باهم حرف زدیم گفت عاشقتم دوس دارم باهم باشیم ولی من همینم، منم بهش گفتم فکراتو بکن خودخواهیو بذار کنار هروقت ب نتیجه رسیدی بهم پیام بده خدافظ.ازون روز تاحالا ک ۱۶روز گذشته جوابمو نداده.روزای خیلی سختی رو دارم میگذرونم، فکر میکنم تا حدی سنم بالا اومده ک دیگه نمیشه روم اسم بچه گذاشت و ب عشقمم عشق بچگی گفته بشه، هر دوتامون برای رابطمون تلاش کردیم میدونم هنوزم دوسم داره میدونم هنوزم پروفایلمو چک میکنه ولی شاید سردرگمه،نمیدونه باید چکارکنه.شایدم دارم اشتباه میکنم ک بهم علاقه داره ولی بعید میدونم. خب نظر شما چیه؟باید چکار کنم؟ چ راهی پیشنهاد میکنین؟از زندگیم و کارم جاافتادم، وقتی نیستش هیچ انگیزه ای برای کار و درس ندارم.کاملا افسرده شدم.فقط میخوام رابطمونو دوباره بسازم، ممنون میشم اگه کمکم کنین.
خسته نباشین
با تشکر

Shkh1993:

نمایش نظرها (7)

  • اگر دوست دارید فرصت ها و موقعیت های خودتون رو فدای چنین رابطه ای کنید به خودش شما مربوط میشه ... ولی این نکته رو به خاطر داشته باشید همین رفتارهایی که امروز از ایشون میبینید در آینده هم تکرار خواهد شد پس خودتون رو با احتمال تغییر طرف مقابلتون سرگردان نکنید ...
    سعی کنید از این وابستگی کورکننده رها بشید و گرنه ارمغانی جز حسرت برای آینده شما نخواهد بود ... شما به اندازه کافی فرصت داشتید همدیگرو بشناسید پس امروز فقط روز تصمیم قاطع شماست که بتونید از این تارهای تلقین رها بشید یا نه ///

    اگر احساسات یا نیازهایتان تغییر کرده است، اگر رویاهاتان دیگر به هم شباهتی ندارد یا زندگی تان در مسیرهایی متفاوت است، شجاع باشید و این را صریح اعلام کنید، نه اینکه طوری با شریک زندگی تان برخورد کنید تا مجبور شود اینها را به زبان بیاورد.

    پال فالزون، مدیر یک شرکت خدمات آنلاین یافتن شریک زندگی می گوید: «وقتی احساس می کنید یک رابطه باید تمام شود نباید مسئولیت گریز شوید و کاری کنید که طرف مقابل خودش به زبان بیاید و بگوید که دیگر نمی تواند ادامه دهد. این باعث نابودی عزت نتفس شما می شود، این خاطره هیچ وقت از ذهنتان پاک نمی شود و هیچ وقت فراموش نمی کنید که شجاعانه عمل نکردید.»

    راسل فریدمن مدیر مرکز مشاوره ای «بهبودی از غم» در کالیفرنیا هم می گوید: «شما دوست دارید این بار را از دوشتان بردارید و جوری رفتار می کنید که بالاخره طرف مقابل بگوید که دیگر بس است و از این رابطه خسته شده اما این رفتار شما تمام تلقی آن آدم از زندگی را به هم می ریزد. طرف مقابل در ابتدا متوجه نمی شود که شما قصد دارید رابطه را قطع کنید و شروع می کند به پرسیدن این سوالات از خودش: آیا آدم ارزشمندی نیستم؟ آیا غیرجذابم؟ شما آرام آرام این احساس را در طرف مقابل به وجود می آورید که مقصر خودش است. شما به درک او ضربه می زنید و او به آنچه احساس می کند، می بیند یا می شنود اطمینان نخواهد کرد.» این نوع بلاتکلیفی می تواند آن را در رابطه های بعدی هم فلج کند. دیگر نمی تواند به از خودگذشتگی یا شایستگی نفر بعدی اطمینان کند.

    یک نکته علمی: آدم ها در روند تکامل به مراوده رو در رو روی آورده اند و این باعث نزدیکی و آرامشی می شود که در رابطه از راه دور ممکن نیست.

    در یک قطع رابطه رو در رو ممکن است اشاره های غیرکلامی را حس کنیم که به ما اطمینان می دهند که همچنان قابل دوست داشتن هستیم. هر چیزی جز قطع رو در روی رابطه، این پیام اضطراب آور را در خودش دارد: «تو اهمیت نداری».

    عده ای ممکن است فکر کنند با ایمیل زدن، پیامک فرستادن یا اعلام در فیس بوک می توانند از تلخی اعلام قطع رابطه کم کنند اما این روش های از راه دور به شخصی که خبر قطع رابطه را دریافت کرده چنان ضربه ای وارد می کند که در رابطه های بعدی اثراتش را خواهیم دید. فالزون می گوید: «وقتی شما هیچ توضیحی د رباره دلیل قطع رابطه نمی دهید، طرف مقابل زمانی خیلی طولانی را صرف این مسئله می کند که چه مشکلی داشته و چه اشتباهی کرده است. این آدم بعد از شما به سختی وارد رابطه عاطفی دیگری می شود.»

    جان کاکیبو، عصب شناس دانشگاه شیکاگو می گوید: «اگر با ما از راه دور قطع رابطه کنند به احتمال زیاد در یک برزخ احساسی گرفتار می شویم. رو در رو نبودن قطع رابطه، درد ناشی از دست دادن یک رابطه پر ارزش را چند برابر می کند.» بدون یک پایان قطعی، وارد فکرهای بی پایانی می شویم که در اکثر اوقات به افسردگی منجر می شود.

    سوزان نولن – هوکسما استاد روانشناسی دانشگاه ییل هم معتقد است: «در مواقعی که شخص تصویر ناقصی از وقایع اطراف دارد به احتمال زیاد در تفکر غرق می شود. این می تواند باعث سقوط احساسی شخص شود. عده زیادی از کسانی که از این سقوط جان سالم به در می برند به شدت به دیگران بدگمان می شوند و به سختی می توانند به کسی نزدیک شوند.»

    برناردو کاردوچی، استاد روانشناسی در دانشگاه ایندیانا هم می گوید: «وقتی به دیگران اعتماد نداری روی آنها سرمایه گذاری کمتری می کنی. پس آدمی که بعدا باهاش رابطه برقرار می کنی از گناه های یک غریبه – شخص قبلی در رابطه – رنج خواهد کشید.»

    جالب است وقتی ما از راه دور قطع رابطه می کنیم دیر یا زود دچار عذاب وجدان می شویم چون بالاخره می فهمیم که چطور به طرف ضربه زدیم و چقدر کم نگرانش بودیم. جان پورتمن، استاد درس فلسفه اخلاق در دانشگاه ویرجینیا می گوید: «ممکن است پنج سال بگذرد و بالاخره از کار خودتان خجالت بکشید. این احساس گناه و خجالت بر روابط بعدی شما هم تاثیر می گذارد.»

    از آنجا که قطع رابطه یک سناریوی بالقوه انفجاری هست سعی کنید پیش از انجام آن به تک تک توهین هایی که خواهید شنید و تک تک فحش هایی که احتمالا خواهید داد فکر کنید. اینجوری موقع دعوا معقول تر حرف می زنید. محترم شمردن طرف مقابل باعث می شود او هم با احترام بیشتری با شما حرف بزند.

  • سلام من حدود یه ساله با یه پسری اشناش دم که باعث شد از سیگار کشیدن و دختر بازی و این چیزا دور بشم..حالا بعد از یه سال من زیادی روش حساس شدم و با کارام عذابش میدم..الکی ام چند شب پیش بهش مشکوک شدم که باعث شد باهم دعوا کنیم و قهر کرد..حالا هرچی ازش معذرت خواهی میکنم قبول نمیکنه..میگه دفعه اولت نیس..دوباره ام از این کارا میکنی...میشه کمکم کنین

    • اعتماد زمینه ساز پیوند میان انسان‌هاست که از نزدیک‌ترین نوع رابطه یعنی رابطه میان نوزاد و مادر آغاز می‌شود، سپس در خانواده شکل می‌گیرد و آنگاه به جامعه تسری می‌یابد. شکل گیری هرگونه رابطه‌ای بدون وجود اعتماد ناممکن است. بی تردید رشد بشریت و اکثر دستاوردهایی که داشته در سایه اعتماد تحقق یافته است. وجود اعتماد در دوستی، عشق، خانواده، سازمان‌ها و جامعه ضروری است و نقشی مهم در روابط انسانی ایفا می‌کند.
      در قلمرو روان شناسی نیز زندگی با اعتماد آغاز می‌شود که بستر مهرورزی و موجبات رشد و انسجام آن را فراهم می‌آورد. در روان شناسی اعتماد یعنی باور و اتکاء به کسی که بر اساس آن چه از او انتظار می‌رود عمل می‌کند. اعتماد از ارکان ضروری شکل گیری هرگونه رابطه‌ای است. اگر بخواهیم رابطه‌ای تداوم یابد باید به گونه‌ای قابل اعتماد عمل کنیم یا رفتاری قابل اعتماد داشته باشیم. این حکم روابط دونفره، خانوادگی، ازدواج و هرگونه رابطه بینا فردی را در بر می‌گیرد. بنابراین نباید اعتماد را تنها یک رویداد روان شناختی در درون فرد دانست، بلکه باید آن را به عنوان یک واقعیت اجتماعی تلقی کرد. در حقیقت اعتماد میان فردی فرایندی است که نشان دهنده باور به ارتباطات اجتماعی و زمینه ساز عملکرد اجتماعی است. در اعتماد بین فردی انتظار از یک فرد یا گروه برای تحقق وعده‌هایی که داده می‌شود یا عمل به آن وعده‌ها مورد نظر است و این مفهوم کاربرد وسیعی در انواع رابطه‌ها از دوستی و ازدواج گرفته تا رابطه میان افراد در محیط کار و نیز اعتماد عمومی و خانوادگی دارد. بدیهی است در مواردی که با تضعیف یا کاهش اعتماد در روابط بین فردی روبرو هستیم، مهم‌ترین هدف برای شکل دادن روابط اجتماعی سالم، بازیابی و بازسازی اعتماد از دست رفته است؛ لذا با این تفاسیر طبیعی است وقتی که در اثر یک اتفاق ناخوشایند، اعتماد شما نسبت به یک فرد خدشه دار می‌شود اعتماد مجدد کردن و بازگشت به شرایط اولیه بسیار دشوار خواهد بود.
      اعتماد یعنی باور و اتکاء به کسی که بر اساس آن چه از او انتظار می‌رود عمل می‌کند. اعتماد از ارکان ضروری شکل گیری هرگونه رابطه‌ای است. اگر بخواهیم رابطه‌ای تداوم یابد باید به گونه‌ای قابل اعتماد عمل کنیم یا رفتاری قابل اعتماد داشته باشیم.
      بعضی از مردم هیچ گاه دلشکستگی شان را فراموش نمی‌کنند و کوتاه نمی‌آیند اما به هر حال اعتماد مجدد به فرد یا افراد حتی اگر رابطه شما را به شدت خدشه دار کرده باشد لازمه زندگی اجتماعی است. شما نباید اجازه دهید ناتوانی یک نفر در اعتماد کردن به افراد سبب لوث شدن و لکه دار شدن تمام روابط آتی شما شود؛ لذا اگر شما جز آن دسته از افراد هستید که در اثر یک سلسله اتفاقات و مشکلات اعتماد خود را نسبت به محیط اطراف و نسبت به اطرافیان خود از دست داده‌اید، با دنبال کردن این گام‌ها می‌توانید اعتماد سلب شده‌تان را مجدداً کسب نمایید:
      – سعی کنید مجدداً احساس و نیاز به اعتماد کردن را در خود تقویت کنید. برخی از افراد خود را فریب می‌دهند و معتقدند که در زندگی‌شان محتاج داشتن رابطه نزدیک با دیگران نیستند در حالی که بشر یک مخلوق اجتماعی است و به یکدیگر نیازمند هستند. بدون اعتماد نمی‌توانید رابطه نزدیکی با دیگران داشته باشید و بدون داشتن رابطه نزدیک زندگی پوچ خواهد بود.
      – حوزه‌هایی را که قبلاً به آن‌ها اعتماد داشته‌اید به خاطر آورید. بسیاری از افراد به ویژه آن‌هایی که در دوران کودکی‌شان از طریق سو استفاده و یا بدقولی‌های مکرر والدین تجربه بی اعتمادی دارند به هیچ طریقی نمی‌توانند به کسی اعتماد کنند اما این نیز یک تصور نادرست است. حتی در وخیم‌ترین شرایط نیز اعتماد است که روابط سالم و مطلوب را می‌تواند شکل دهد. اگر شما اعتماد لازم را به محیط اطراف خود نداشته باشید نامه‌هایتان را پست نمی‌کنید، برای غذا خوردن به رستوران نمی‌روید و یا برای درمان بیماری‌هایتان به پزشک مراجعه نمی‌نمایید.
      بعضی از مردم هیچ گاه دلشکستگی شأن را فراموش نمی‌کنند و کوتاه نمی‌آیند اما به هر حال اعتماد مجدد به فرد یا افراد حتی اگر رابطه شما را به شدت خدشه دار کرده باشد لازمه زندگی اجتماعی است.
      – توجه داشته باشید که هیچ گاه یک شخص نمی‌تواند منطبق بر تمام خواسته‌های شما باشد. بسیاری از مردم در جستجوی کسی هستند که بتوانند او را از صمیم قلب دوست داشته باشند و جنبه‌های مشترک فراوانی با هم بیابند. اگر بخواهید بر این خواسته خود پافشاری کنید (یعنی یافتن کسانی که هماهنگی کامل و یا بسیار بالا با شما داشته باشند) و تمام خواسته‌های خود را در نظر بگیرید هیچ‌گاه نمی‌توانید به افراد مختلفی که خود نیازهای متنوعی دارند اعتماد کنید که مسلماً منطقی نیست.
      دل شکسته
      – سعی کنید همیشه در روابط خود در جستجوی افراد قابل اعتماد و امین باشید. روش برخورد یک شخص با دیگران نشانه خوبی است که می‌توان فهمید آن شخص در آینده با شما چگونه رفتار خواهد کرد و آیا فردی قابل اعتماد هست یا خیر؟ اگر او تمام جزییات زندگی خصوصی و شخصی خود و یا دیگری را با شما به راحتی در میان می‌گذارد کاملاً منطقی است که فکر کنید همین کار را با شما خواهد کرد و اعتماد شما را سلب خواهد نمود. در حالی که اگر او هیچ گاه درباره کسی از عبارت مهربانانه ای استفاده نکرد و یا تمام جزییات زندگی وی را تعریف نکرده و اسرار کسی را فاش ننمود، می‌توان به او اعتماد کرد که از نقاط ضعف یا اسرار شما نزد دیگران نخواهد گفت و این شخص یک نمونه قابل اعتماد است.
      اگر کسی در یک مورد جزیی نتوانست اعتماد شما را جلب کند هرگز درباره امور مهم‌تر به او اعتماد نخواهید کرد.
      – سعی کنید روابط جدید را به تدریج و کم کم آغاز کنید. از اعتماد کردن‌های کوچک به افراد شروع کنید و منتظر نتیجه آن بمانید. اگر کسی در یک مورد جزیی نتوانست اعتماد شما را جلب کند هرگز درباره امور مهم‌تر به او اعتماد نخواهید کرد. در حالی که اگر با یک تجربه کوچک دیدید این شخص، ارزش اعتماد کردن را دارد آنگاه درباره کارهای مهم‌تر نیز می‌توانید به او اعتماد کنید.
      – اگر با بی اعتمادی و فاش شدن رازهایتان مواجه شدید به خوب بودن خودتان شک نکنید. در بسیاری از موارد ترس از اعتماد به دیگران بیشتر به خاطر ترس خودتان از اینکه نتوانید یک بی مهری و بی اعتمادی را تحمل کنید نشات می‌گیرد. اگر فکر می‌کنید که با از دست رفتن اعتمادتان به کسی دچار سقوط و از هم پاشیده شدن خواهید شد به احتمال زیاد هیچ‌گاه موفق به اعتماد کردن مجدد به افراد نخواهید شد. در حالی که اگر مطمئن باشید که حتی زمانی که دیگران به شما بی وفایی می‌کنند شما خوب و تایید شده بوده و یا در حال بهتر شدن هستید یادگیری اعتماد دوباره به افراد برایتان ساده‌تر خواهد بود.
      – در خصوص روند پیشرفت خود صبور باشید. وقتی با افشاگری دیگران در قبال خود مواجه می‌شوید آموختن مجدد اعتماد به افراد یک کار مشکل و پر چالش خواهد بود بنابراین برای https://sppm.ir/wp-admin/edit-comments.php#comments-formخودتان زمان و موقعیت مناسبی فراهم کنید تا بتوانید راحت‌تر به دوران اعتماد به دیگران بازگردید.

  • سلام
    من در گذشته یک خیانت کردم و دوست دخترم نمیتونه اونرو فراموش کنه و خیلی خیلی سرد هستیم و من بعضی مواقع از کوره در میرم نمیتونم خودمو کنترل کنم تا بحث ایجاد نشه
    چیکار کنم؟

    • وقتی تمایلی به ترک چنین رفتاری ندارید پس مشاوره هم موثر نیست ... شما اشتباهی رو مرتکب شدید که باید برای جبران و جلب اعتماد طرف مقابل تلاش میکردید ولی با تندخویی و بداخلاقی به دور شدنش کمک کردید ... پس تا خود شما نخوایت اتفاقی نخواهد افتاد

  • سلام /وققتون بخیر
    مشکلی تو زندگیم بوجود اومده به هر در میزنم که این مشکل رو حل کنم نمیشه .لطفا کمکم کنید .حدود یک سال میشه که همسر با من حرف نمیزنه .میشه گفت طلاق عاطفی گرفته /با اینکه همه خواسته هاش رو انجام دادم اما باز هم فرقی نکرده و هیچ رابطه ای بین ما نیست .برای ترمیم این رابطه چه باید بکنم .باورتون میشه بخدا خسته شدم از این دنیا . کمکم کنید

    • ریشه مشکل اصلی رو میدونید که باعث شده ایشون یک سال حرفی نزنه ... پس اگر دیر نشده باشه میتونید با ایشون صحبت کنید یا از بزرگان و افراد قابل اعتماد در خانواده کمک بگیرید
      و گرنه با این دو سه خط نوشته نمیتونید انتظار معجزه داشته باشید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید

      021-22689558