سلام
من حس میکنم افسرده شدم این روزا خیلی دلم میخاد گریه کنم و احساس بی ارزشی میکنم هم از جانب خانوادم و هم بقیه…
حس میکنم کسی منو دوست ندارن گاهی حتی به فکر این میوفتم که اگر بمیرم چقدر دوست داشته میشم
من تا ب الان چنین حسی نداشتم این که فکر کنم هیچکس دوسم نداره
من چندین سال قبل پدرم رو از دست دادم و برای من خیییلی درد ناک بود و به سختی تونستم فراموش کنم
بعد از اون هم ضربه روحی بدی از جانب کسی که دوسش داشتم تجربه کردم و قلبم واقعا دیگه چیزی ازش نمونده
جوری که حتی الان فکر کردن بش قلبمو درد میاره
من خیلی اعتماد به نفس پایینی دارم و احساس ضعف میکنم و واااقعااا از اوضاع زندگی خودمون راضی نیستم ،شلوغی خانوادم و دعوا و کلکلای لفظی واقعاااا خستم کرده همیشه سعی میکنم خودم رو دختر شادی جلوه بدم ولی اونقدر غصه میخورم که با این ک هنوز ۱۸ سالمه ت پیشونیم پر از چروک شده
من نمیدونم چیکار کنم ک بتونم زندگی بهتری داشته باشم
برای درس خوندن قبلا انگیزه بیشتری داشتم ولی الان دائم ت فکر و خیالم و خیییلی زود خسته میشم
جدیدا کم اشتها شدم و زندگی برام بی معنی شده و خسته کننده خیلی دوست داشتم که میتونستم ی جور دیگه زندگی کنم
بتونم واقعاااا شاد باشم
الان تنها چیزی که حس میکنم پوچی و بی ارزشی خودم و زندگیمه
شاید حرفم درست نباشه ولی وااااقعا من اصاااا شانس ندارم
فقط خسته شدم
از زندگیم و واقعا نمیتونم به خانوادم بگم ک منو پیش ی مشاور ببرن ک حرفامو بزنم حتی اگر هم بخام برم نمیتونم حرفامو درست بگم من خجالتیم و استرسی شدید
واقعا این حجم از فشار تحملش برام سخته
خواهش میکنم کمکم کنید🥺
نمایش نظرها (1)
سلام به شما عزیزم
درک می کنم که از دست دادن پدر و یا فضای پر تشنج خانواده برایت با فشار روحی زیادی همراه شده است اما عزیزم در هرصورت شما نیاز است با تمام ناکامی هایی که در مسیر زندگی تجربه می شود مسیر رشدی خودتان را سپری کنید اگر بخواهید تمام تمرکز خود را بر نداشته ها قرار بدهید خب اینکه افسردگی را تجربه کنید یک امر قابل پیش بینی می باشد .
در هرصورت شما هنوز هم در سن نوجوانی قرار دارد در این سنین از شروع تا پایان حساسیت به جنس مخالف بیشتر می شود و تمایلات برای ارتباط نیز شدت بیشتری پیدا می کند اما عموما این احساسات و روابط دوام زیادی ندارد و نیاز است که در احترام به احساسات خودت فرصت بیشتری به خودت بدهی تا در شرایط سنی و رشدی بهتر بتوانی در مورد این احساسات تصمیم گیری کنی.
این علایمی که بیان می کنید مانند بی انگیزگی، کاهش عملکرد، احساس زشت بودن، افکار مرگ ، کم اشتهایی و... می تواند نشان از افسردگی داشته باشد و اگر این احساسات و شرایط را بیش از دو هفته تجربه می کنید بهتر است که به صورت حضوری و یا تلفنی به روان درمانگر مراجعه کنید تا به شما کمک شود با بهبود شرایط روحی مسیر رشدی خودت را سپری کنی.