سوالتو بپرس
X

مشکل با پدرومادرم

سلام من ۱۷سال سنمه هر وقت میخوام یک جا برم جایی با رفیقام میخوایم تفریح بریم از پدرو مادرم اجازه میخوام بگیرم با هزار التماس بهشون میگم اخر ک اعصاب ادمو بهم میریزن یا میگن برو یا میگن ن چند وقته پشتم حرف دراوردن از اشنایامون من سیگار میکشم هیچی بخاطر این دیگ نمیفرستن حتی جایی میرسه میخوام فرارکنم برم اش نخوردع دهن سوخته شدم بهشونم میگم نکردم باور نمیکن خب اخه چی جور دیگ تحمل کنم ۱۷سال سن دارم فقط۱۳سالشو التماس واس جایی رفتن اخه…من دیگ نمکشم

abolfzl:

نمایش نظرها (2)

  • سلام به شما دوست عزیز
    قابل درک هست که شما آزادی بیشتری می خواهید اما دقت کنید که شما هنوز در سن نوجوانی قرار دارید و در این سن امکان آسیب برای فرد زیاد می باشد چون تصمیمات بیشتر بر پایه هیجان و بزرگنمای و همچنین خیالپردازی می باشد .
    بهتر است سعی کنید در کنار احترامی که برای احساسات و علایق خود قائل هستید نگرانی و مسئولیت والدین خود را نیز درک کنید و وقتی این دو در کنار هم رخ بدهد شما می توانید در مورد بیرون رفتن و یا مهمانی و... در مشورت و درک متقابل تصمیم گیری کنید .
    شما می توانید با صحبت با والدینتان در مورد دیدگاه اشتباهی که ایجاد شده است و فرصت به خودتان و آنها برای بازسازی اعتماد و تصمیم گیری مسیر بهتری را تجربه کنید .
    قوانین و هنجارهای هر خانواده ای متفاوت می باشد پس بهتر است از مقایسه کردن خودتان با دیگران خوداری کنید و همچنین دقت داشته باشی که فرار شما کمکی به بهبود زندگی شما نمی کند شاید بتوانید آزادی بیشتری در انتخاب داشته باشید اما اسیب های محیطی برای شما زیاد می باشد که با افزایش سن متوجه خواهید شد که نمیتوان بدون پشتبانی خانواده ، شرایط اقتصادی و اجتماعی در این مسیر تصمیم گیری کرد .

  • با سلام خدت شما
    دوست عزیز احساس شما در این زمینه کاملا قابل درک است چرا که نیاز به آزادی و استقلال جزو نیازهای اساسی هر فردی است که اتفاقا در سنین نوجوانی بروز می کند.
    متافانه گاهی والدین متوجه تغییر و رشد فرزندانشان نمی شوند و تصورشان همان کودکی است که باید درباره همه چیز کنترل شود و شایداندکی زمان ببرد تا موتجه این موضوع بشوند.
    اما از آنجا که نمی توانیم رفتار کسی را جز خودمان تغییر دهیم، اگر بخواهیم واقع بین باشیم باید ببینیم در مسیر رسیدن به خواسته هایمان از خودمان چه کاری ساخته است.
    به عنوان مثال در موردی که شما مطرح کردید ظاهرا خواسته شما این است که والدینتان شما را به عنوان یک فرد عاقل و بالغ بپذیرند و به شما بر همین اساس اعتماد کنند و اختیارات و آزادی ها بیشتری به شما بدهند تا انقدر احساس نکنید تح فشار هستید.
    آیا تا کنون به این فکر کرده اید که چگونه و با انجام چه رفتارهایی می توانید از خودتان تصویر پخته تری نشان دهید و ببینید چگونه می توانید با آنها از طریق گفتگو، نه التماس کردن و یا پرخاشگری، به توافق برسید.
    در این زمینه شاید گاهی لازم باشد به جای اینکه سریع به مقابله بپردازید و این فکر را بکنبد که آنها قصد آزار شما را دارند و اینگونه افکار آزاردهنده که خشم شما را برمی انگیزد و شا را بی انگیزه می کند، بر این موضوع تمرکز کنید که شما خواسته ای دارید و باید برای رسیدن به آن تلاش کنید و والدین شما هم به هرحال خودشان را تا حدودی مسئول شما می دانند و خانه شان هم قوانینی دارد.
    با پذیرفتن برخی از واقعیتها می توانید در تنظیم این قوانین از طریق گفتگو و بیان موثر خواسته ها و انتظاراتتان از مسیر درستی پیش بروید.
    چرا که اگر می خواهید اطرافیان شما متوجه تغیبیر و بزرگتر شدن و رشد شما بشوند باید رفتارهای پخته تری هم از شما ببینند که با دوران کودکی شما متفاوت باشد.
    رفتارهای پرخاشگرانه و غر زدن و قهر کردن معمولا راه به جایی نمی برند و باعث تخریب رابطه بین شما و والدینتان می شود.
    مسیر گفتگوی درستی که به حل مساله و رسیدن به توافق مشترک پیش رود مستلزم این است که هر دوطرف گفتگو صادقانه و با هدف رسیدن به ادراک مشترکی از مشکلشان، به بیان افکار و احساسات و بعد خواسته ها و انتظارتشان بپردازند.
    این ر حالی است که اگر با هدف به کرسی نشاندن حرف خودمان و اثبات دیدگاه خودمان باشد به جر و بحث و ناراحتی ختم خواهد شد.
    در این مسیر شاید لازم باشد به جای مقابله سعی کنید دغدغه ها و نگرانی های آنها را بشنوید و سعی کنید موضوع را گاهی از زاویه دید آنها ببینید تا بتوانید آنها را درک کنید و حتی در مواقعی همدلی دهید.
    اینگونه متوجه خواهند شد که فرزندشان پخته تر شده است و رابطه شان هم باشما صمیمی تر و نزدیک تر شود و به مرور کیفیت رابطه تان هم تقویت شود.
    البته در نظر داشته باشید که شما قرار نیست این گونه رفتارها را با نیت تغییر دادن آنها انجام دهید بلکه قرار است از طریق شیوه موثر و مسئولانه تری به پیگیری خواسته ها و نیازهای خودتان بپردازید.
    آنها هم ممکن است به دلیل اضطرابی که دارند و یا عدم آگاهی یا مهار کافی گاهی رفتارهایشان تکانشی و پرخاشگرانه باشد که به هرحال شما نمی توانید آنها را تغییر دهید.
    با توجه به این موارد می توانید برای دریافت راهنمایی های دقیقتر مشاوره فردی هم دریافت نمایید و شاید لازم باشد مهارتهای خودتان را در زمینه هایی ارتقا دهید و یا حتی توانمندی های جدیدی برای رسیدن به خواسته هایتان کسب کنید تا بتوانید در این مسیر اقدامات موثرتری انجام دهید.