سلام من به نظر خودم طي تجربه اي ك درخودم ميبينم نياز هست كه مهارت جرئت ورزي رو ياد بگيرم يعني نه گفتن رو بلدم و ميگم اما در نهايت فرد مقابل ميتونه منو راضي كنه به چيزي ك نميخوام من نميدونم چطوري پاي حرف و خواسته ام بايد وليسم
سلام من به نظر خودم طي تجربه اي ك درخودم ميبينم نياز هست كه مهارت جرئت ورزي رو ياد بگيرم يعني نه گفتن رو بلدم و ميگم اما در نهايت فرد مقابل ميتونه منو راضي كنه به چيزي ك نميخوام من نميدونم چطوري پاي حرف و خواسته ام بايد وليسم
نمایش نظرها (2)
سلام به شما دوست عزیز
در نه گفتن روی خود موضوع متمرکز شوید و مسئله را شخصی فرض نکنید در ذهن خود، تکرار کنید که بحث بر سر یک «درخواست» و «پاسخ آن درخواست» است بحثی بین شما و طرف مقابل وجود نداردو نه گفتن شما به معنای پایان رابطه نمی باشد .
با این نوع فکر کردن، هم میتوانید راحتتر «نه» بگویید و هم در مذاکره خود، به سمت حمله به طرف مقابل، متمایل نخواهید شد..در این مسیر اگر شما فکر می کنید که دیگران می توانند شما را راضی به کارهایی کنند که تمایلی به آن ندارید و یا برای شما آسیب و مشکلاتی به همراه دارد نیاز است که دلیل این پذیرش مورد بررسی قرار بگید که چه دلایلی وجود دارد که باعث می شود که شما کاری را انجام بدهید که تمایلی به آن ندارد تا بتوان در این زمینه به شما کمک کرد .
ی که پاسخ منفی را شنیده است از تمام تواناییها، دانش و ابزارهای هیجانی خود استفاده میکند تا این پاسخ منفی را به پاسخی مثبت (یا لااقل یک پاسخ منفی در کنار حداقلی از امیدواری) تبدیل کند.
کسی هم که پاسخ «نه» را مطرح کرده است، با توجه به تمایل عمومی ما انسانها در خوشحال کردن و راضی نگاه داشتن دیگران، معمولاً لحظات بسیار سختی را تجربه میکند.
یک دروه مشاوره شناختی در این مسیر می تواند با بررسی موقعیت هایی که شما در ان قرار می گیرید و توانای مورد نظرتان را ندارید برای شما کارایی داشته باشد.
کسانی که پاسخ منفی ما را میشنوند، به ندرت از شنیدن این پاسخ خوشحال میشوند و این البته طبیعی است.
پاسخ منفی، به معنی رد کردن خواستههای طرف مقابل، رد کردن ایدهها، آرزوها و نیز عدم برآورده کردن اولویتهای طرف مقابل است.
به همین دلیل، در اکثر گفتگوها و مذاکرهها، «نه» گفتن، پایان یک گفتگو نیست. بلکه آغاز یک مذاکره است.
درمسیر می توانید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
02122354783
با سلام خدمت شما
دوست عزیز خوشحالیم که جای خالی این مهارت را در خودتان تشخیص داده اید و به دنبال کسب آن هستید.
مهارت جراتمندی یکی از مهارتهای بسیار لازم و مفید در روابط بین فردی می باشد که متاسفانه به دلایلی که احتمالا بیشتر ریشه فرهنگی دارند، معمولا در اکثر افراد ضعیف است و از آن غافل هستند.
افرادی که به دنبال رسیدن به خواسته هایشان پرخاشگری می کنند و یا موضع کاملا منفعلی اتخاذ می کنند و یا خشم خودشان را به صورت منفعالانه ابراز می کنند (که این هم در جامعه ما زیاد است) کم نیستند و این در حال است که می توانند با آموختن و تمرین آن، این مهارت را در خودشان تقویت کرده و به بهبود روابطشان هم کمک کنند.
چون بر عکس آنکه ما فکر می کنیم اگر جواب منفی بدهیم و یا چیزی را مستقیم درخواست کنیم خوب نیست، رفتارهایی به جز اینها بیشتر به ارتباطات ما آسیب خواهند رساند.
قاطعیت حد وسط و میان دو نقطه پرخاشگری و انفعال است که بای آموخته شود.
به این معنا که ما خواسته خودمان را کاملا محترمانه و با رعایت ادب و بدون هیچگونه رفتار پرخاشگرانه مطرح می کنیم و بعد بر سر آن می مانیم.
به عنوان مثال در این مهارت می گویند اول از همه بدانید خودتان چه می خواهید و به دنبال چه چیزی هستید و به خودتان این حق را بدهید که درخواست کسی را رد کنید.
یا اینکه برای خودتان در روابط حد و مرز تعیین کنید تا این پیام را به اطرافیانتان بدهید که شما برای خودتان و حریمتان ارزش قائل هستید.
شما می توانید با جستجوی این مهارت در اینترنت و کتابها هم مطالب مفیدی را یافته و مطالعه بفرمایید.
فقط به یاد داشته باشید که آموختن مهارتها، با آموزش تئوری یاد گرفته نمی شوند.
بلکه مانند رانندگی یا هر مهارت دیگری نیازمند تمرین هستند.
هرچه بیشتر انجام شوند، بهتر در ذهن مانده و بیشتر به رفتارهای عادتی تبدیل خواهند شد.
بنابراین شما یکسری اطلاعات اولیه و راهکار را می خوانید و با ابعاد مختلف آن آشنا می شوید و پس از آن فقط باید آنها را عملی کنید تا اثرش را در زندگی تان نشان دهد.