سوالتو بپرس
X
    دسته بندی: قبل ازدواج

وسواس کنترل مادرپسر

سلام‌من ۲۹ ساله هستم. به مدت یک ساله با آقایی همسن خودم برای اشنایی درارتباطیم از این رابطه خواهر من و مادر ایشون در جریان هستند. تمام اخلاق این اقا مورد تایید من هست و ایشون هم میگن اخلاقیات من مورد تاییدشون هست. رابطه مون نسبتا صمیمی هست. بهم دیگه علاقه داریم و به محض حل شدن قضیه سربازی ایشون خانواده شون اقدام میکنند برای خواستگاری و ازدواج‌ این نظر خودمون بوده که بعد سربازی بخوایم رابطه رسمی بشه. الان موضوعی که به شدت ذهن منو مشغول کرده وسواس کنترل مادر ایشون هست. به شدت فرزندانش رو کنترل میکنه باید بهش دقیقا اطلاع بدن چه ساعتی از سار کار تعطیل شدن کجا رفتن و چرا رفتن این موضوع منو به شدت اذیت میکنه میترسم دراینده باز هم ایشون بخوان کل زندگی ما رو کنترل کنند. وضع کنترلیشون هم نامزد بنده رو اذیت میکنه و گاهی ما مجبور میشیم برای رهایی از کنترل ایشون تو دیدارامون تاخیر ایجاد کنیم. موضوع دوم اینه که مادرشون حتی داخل سلیقه ایشون برای خرید هم کنترل میکنند اینو چند خریدی چرا خریدی قشنگ نیس و بهت نمیاد و حتی باخواهرشم هماهنگ میکنه تا این چیزهارو بهش بگن و این موضوع باعث میشه نامزد من از خریدش دلزده بشه و ترس داره برای خودش چیزی بخره هرچیزی بخواد بخره اول برای مادرش عکس میزنه اگه اون اوکی داد میخره. با توجه به اینکه بقیه رفتارهاشون رو من میپسندم و علاقه ای که بین ما هست ممنون میشم راهنماییم کنید چجوری میتونم با این قضیه کنترل مادرشون کنار بیام یا اینکه چجوری نامزدم رو متوجه رفتار اشتباهش بکنم واقعا درمونده شدم ممنون میشم کمکم کنید🙏

star1398sam:

نمایش نظرها (3)

  • با سلام خدمت شما دوست عزیز
    این موضوع مهمی می باشد و نیاز است که شما در همین پروسه رابطه به ان توجه داشته باشید چون موضوع وابستگی می تواند مشکلات زیادی را با خود ایجاد کند.
    1. این آقا چند سال دارند؟
    2. میزان تحصیلات و شغل ایشان چیست؟
    3. خانواده ایشان راضی به زادواجشان با شما هستند؟
    4. عکس العمل این آقا در مقابل مادشان چگونه می باشد ایا دائم به ایشان گزاش کاری خود و خرید را می دهند؟
    5. عکس العمل شما چگونه می باشد؟
    6. معیارهای شما برای انتخاب ایشان چیست؟

    • سلام ممنون از پاسختون سوالاتون رو به ترتیب جواب میدم
      ۱(ایشون همسن من هستند ۲۹ سال دارند
      ۲)دانشجوی ارشد هستند و شغل فعلیشون بازاری هستند
      ۳)مادرشون که در جریان هستند اعلام رضایت کردند ولی ما دیدار رودر رو با مادرش نداشتیم
      ۴)از این کنترل مادرشون به شدت اذیت میشن بعصی مواقع حتی بحثشون بالا میگیره و باعث دعوا بینوشن میشه ولی متاسفانه این رفتار براشون تبدیل به عادت شده با اینکه خودش به شدت اذیت میشه و این عادتش رو دوست نداره
      ۵)من همیشه سعی میکنم در لفافه باهاشون صحبت کنم دوست ندارم حس کنن میخوام از مادرش دورش کنم اکثر مواقع میگم تو خرید اولویت سلیقه و حس خودته اگر خودت دوست داری بخر مهم نیست بقیه اون رو بپسندن یانه چون خودت استفاده میکنی یا در مورد کنترل ساعتا خودشون ازم کمک میخوان منم گفتم خب سعی کن انقدر با جزییات مسائل رو نگی مثلا لازم نیست دقیق بگی ساعت ۵ و سی دقیقه تعطیل شدی میتونی بگی پنج و خورده ای و اینجور حرفا. سعی کردم تو طول این مدت بهش اعتماد به نفس بدم
      ۶)از نظر اخلاقی دقیقا شبیه بهم هستیم.درمورد مشکلاتمون اصلا دعوا نمیکنیم و بیشتر سعی میکنیم با گفتمو حل کنیم. در مورد مسائل مالی استقلال دارند و از نظر مذهبی جفتمون در یک سطح هستیم و اهداف زندگیمون مشترک هست خواسته ها و ارزشهامون یکی هست.

  • در این مورد بهتر است از ایشان بخواهید که به صورت حضوری خودشان با یک مشاور مشورت کنند و سعی کنند در یک مسیر درست از این میزان وابستگی خارج شوند اما سعی کنید شما هیچ گونه صحبتی در مورد خانواده ایشان نداشته باشید تا بتوانید مسیر بهتری را طی کنید و در کنار این موضوع برای خودتان نیز مشاوره پیش از ازدواج را دریافت کنید تا از نظر شخصیتی ایشان بررسی دقیق شود .
    درمسیر می توانید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
    021-22685895