اصطلاح هوش هیجانی اولین بار در سال 1990 و به عنوان نوعی از هوش اجتماعی توسط مایر و سالوي مطرح شد. مایر و سالوي هوش هیجانی را توانایی بازشناسی معناي عواطف و ارتباطات شمرده اند که فرد را قادر میسازد تا مشکلاتش را حل کند. هوش هیجانی به سه طبقه ارزیابی هیجانات، تنظیم هیجانات و استفاده از هیجانات در حل مسایل تقسیم میشود گلمن معتقد است که هوش هیجانی جنبه اي از هوش است که در دستیابی افراد به موفقیت در ابعاد مختلف زندگی، بیشتر از هوش شناختی نقش دارد. بار آن معتقد است که هوش هیجانی در اغلب اوقات، رشد مییابد و میتوان آن را با استفاده ازآموزش، برنامهریزي و درمان، گسترش داد. او معتقد است افرادي که داراي هوش هیجانی بالا هستند، عموماً در برخورد با خواسته ها وفشارها و فشارهاي محیطی، عملکرد موفقیت آمیزتري دارند. تحقیقات نشان داده است که همپوشی بالایی میان هوش هیجانی و عاملهاي شخصیت وجود دارد. پژوهشهاي تجربی مختلفی نشان داده است که هوش هیجانی، ممکن است بهترین پیشبینی کننده موفقیت در تمام سطوح زندگی فرد باشد و ابعاد هوش هیجانی میتواند پیامدهاي زندگی فرد را پیشبینی کند .بار آن در الگویی که از هوش هیجانی معرفی میکند، صرفاً روابط درونی فرد با خود و دیگران را مورد توجه قرار نمیدهد بلکه عناصري چون سازش، تحمل فشار و خلق عمومی را نیز از عوامل تشکیل دهنده هوش هیجانی می شمارد.

تست هوش هیجانی شرینگ داراي 5 زیرمقیاس است: خودانگیزي ( 7) سوال، خودآگاهی ( 8 سوال)، خودکنترلی ( 7 سوال)، هوشیاري اجتماعی یا همدلی ( 6 سوال) . مهارتهاي اجتماعی ( 5 سوال) و در کل داراي 33 سوال میباشد.



































جهت کسب نتیجه می بایست به تمامی سئوالات پاسخ دهید.
تعداد سئوالات پاسخ داده شده

0
0%

تست هوش هیجانی شرینگ (EQ)


توجه: انجام این تست ها صرفا جهت پیش آگهی بوده و برای قابل اطمینان بودن حتما می بایست زیرنظر متخصص روانشناس انجام و تفسیر شود و تصمیم گیری صرفا بر اساس نتایج آن و بدون تحلیل روانسنج بسیار خطرناک می باشد.